کتاب آزادی معنوی استاد شهید مرتضی مطهری



کتاب «آزادی معنوی» شامل پانزده سخنرانی است که غالب آنها در حسینیه ارشاد و بین سال­های ۱۳۴۷تا ۱۳۵۰ایراد شده است. در این مجموعه، برخی مفاهیم مانند آزادی معنوی و اجتماعی، عبادت، توبه، هجرت، جهاد و بزرگواری روح توضیح داده شده است. استاد مطهری در انتخاب و تحلیل این مفاهیم، علاوه بر توجه به ابعاد فردی آن­ها به وجوه و آثار اجتماعی این دسته از مفاهیم دینی نیز توجه داشته است.

استاد مطهری در این اثر به خوبی از توانمندی فلسفی خود برای تبیین مفاهیم دینی یاد شده بهره گرفته است. استاد در اکثر موارد، مفاهیم مورد نظر را با ارجاع به مباحث انسان­شناسی فلسفی توضیح می­دهد. به کارگیری اصطلاحات «خود عالی» و «خود دانی» در این اثر در همین راستا قابل توجه است.

این سخنرانی­ها علاوه بر دارا بودن جنبه موعظه و بعد اخلاقی از استواری علمی نیز برخوردار است و همین  ویژگی است که از تمایزات استاد در عرصه تبلیغ و خطابه پرده برمی­دارد و کتاب «آزادی معنوی» را الگویی برای مبلغین دینی ساخته است


 مجموعه سخنرانی­های کتاب در هشت فصل تنظیم شده است.

فصل اول با عنوان آزادی معنوی شامل دو سخنرانی با همین نام است. استاد در این سخنرانی­ها ضمن تحلیل مفهوم آزادی، آن را شامل دو قسم معنوی و اجتماعی می­داند. به مواردی از متون دینی استناد می­نماید تا مخاطب این نکته را دریابد که سخن از آزادی، سخن از مفاهیم غیر دینی نیست. استاد به وابستگی آزادی اجتماعی به آزادی معنوی اشاره می­کند، تحقق آزادی معنوی را بزرگترین برنامه انبیا و امیرالمؤمنین(ع) را آزادمرد واقعی و الگویی برای تفسیر صحیح آزادی معرفی می­نماید. استاد در تحلیل مفهوم آزادی معنوی، با تأکید بر مرکب بودن وجود انسان، تفکیک «من» انسانی از «من» حیوانی را مبنای توضیح خود قرار می­دهد.

فصل دوم به موضوع «عبادت و دعا» اختصاص دارد. این فصل از چهار سخنرانی تشکیل شده است.  استاد در این سخنرانی­ها به بیان آثار عبادت در کسب ربوبیت می­پردازد. و در همین زمینه مفهوم تقرب را توضیح می­دهد. نظیر این مبحث در کتاب «ولاءها و ولایت­ها» در تبیین مفهوم ولایت تکوینی آمده است. در ادامه بحث از عبادت و دعا، استاد مطهری توجه مخاطب را به یک آسیب «افراط» در جامعه اسلامی جلب می­کند که گاه در گرایش یک بعدی به عبادت جلوه­گر می­شود و گاه به صورت افراط در توجه به مسائل اجتماعی و غفلت از مسائل عبادی نمود می­یابد. به آثار و ابعاد تربیتی نماز نیز بخش دیگری از این فصل را تشکیل می­دهد.

فصل سوم با دو سخنرانی موضوع «توبه» را مورد بررسی قرار می­دهد. در این فصل نیز  مرکب بودن شخصیت انسان (خود عالی و خود دانی) مقدمه و مبنای تحلیل مفهوم توبه قرار می­گیرد. استاد ضمن شرح روایتی از امیرالمؤمنین(ع) به توضیح شرایط تحقق توبه می­پردازد. همچنین در همین زمینه از برخی توبه­های مشهور تاریخی یاد می­کند.

موضوع فصل چهارم، هجرت و جهاد است. استاد در ابتدای بحث خود به برداشت غلط برخی متصوفه در مورد هجرت و جهاد اشاره می­کند که معنا و مصداق آن دو را تنها هجرت و جهاد باطنی و مبارزه با نفس و دوری از گناهان و رذائل معرفی می­کردند. استاد مطهری این برداشت را نادرست می­داند و بر وجود دو نوع هجرت و جهاد، ظاهری و باطنی تأکید می­نماید. استاد در ادامه با همین رویکرد به آثار تربیتی سفر و نیز به ضرورت مهاجرت از عادات می­پردازد.

موضوع محوری فصل پنجم «بزرگی و بزرگواری» روح است. استاد در این سخنرانی به تبیین فضیلت «همّت» می­پردازد که از آن به بزرگی یاد می­کند. و البته این نکته را مورد تأکید قرار می­دهد که نباید به بزرگی روح اکتفا نمود بلکه باید کسب بزرگواری را نیز مورد توجه قرار داد. استاد این سخنرانی را در سالروز ولادت حضرت سیدالشهدا(ع) ایراد نمود تا از این منظر به معرفی وجود کامل آن شخصیت الگو بپردازد.

«ایمان به غیب» موضوع فصل ششم است. به بیان استاد مطهری، از انسان­ها تنها ایمان به غیب طلب نشده است بلکه علاوه بر ایمان به غیب، باید به ارتباط با غیب نیز ایمان داشته باشد و برای جلب امداد غیبی نیز تلاش نماید. استاد در ادامه از همین منظر یعنی امکان و تحقق امداد غیبی، امتیازات جهان­بینی مذهبی و توحیدی را یادآور می­شود و البته بر ضابطه­مندی امداد غیبی نیز تأکید می­ورزد.

فصل هفتم شامل یک سخنرانی است با عنوان: «معیار انسانیت چیست؟»  استاد در این سخنرانی تنها به معرفی پاسخ­های ارائه شده می­پردازد و در این زمینه برخی معیارها را بدون قضاوت و ارزیابی معرفی می­کند. این معیارها عبارت­اند از: علم، خلق و خوی، اراده، آزادی، مسؤولیت و تکلیف، زیبایی.
سخنرانی استاد مطهری در فصل هشتم به معرفی «مکتب انسانیت» اختصاص دارد. استاد در این سخنرانی، مکاتبی را مورد نقد قرار می­دهد که از قداست انسان سخن می­گویند اما در اثبات چرایی آن ناتوان هستند. استاد معتقد است ارزش­های انسانی که قداست انسان نیز وابسته به آن است، جز در پرتو اعتقاد به وجود خدا و ارتباط خدا با انسان قابل فهم و قابل دفاع نیست.